مطالب حقوقی
الزام به ثبت واقعه طلاق و رجوع
الزام به ثبت واقعه طلاق و رجوع تعریف رجوع: رجوع یا رجعت به طلاق به این معنی است که مرد زنی را که طلاق داده بدون خواندن صیغه عقد دوباره همسر خود کند. عمل رجوع در طلاق یک عمل یک طرفه است که با اراده مرد و پس از طلاق رجعی و در برخی موارد طلاق بائن واقع می شود. عمل رجوع نیاز به تشریفات ندارد اما باید اثبات شود. در ایام عده سایر شرایط ایام زوجیت باقی است و نفقه نیز به زوجه تعلق می گیرد. تنها تشریفات الزامی ثبت رجوع یک ماه پس از آن در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق است .با رجوع حکم طلاق باطل میشود و زن و مرد دوباره همسر هم می شوند،رجوع هم با رفتار و هم با گفتار (فعلی،قولی) محقق می شود و تنها در طلاق رجعی و در زمان عده جایز است. در طلاق های خلع و مبارات که طلاق بائن هستند رجوع جایز نیست ،مگر آن که در زمان عده زن از بخشش خود منصرف شود. انواع طلاق بر اساس وجود قابلیت رجوع الف) طلاق رجعی: طلاق رجعی به طلاقی گفته می شود که بموجب آن در مدت عده برای مرد حق رجوع وجود دارد یعنی مرد اگر بخواهد می تواند در این مدت رجوع کند و به زندگی مشترک برگردد و زن نیز مکلف به انجام وظایف زناشویی است و نمی تواند مانع رجوع شود. عده چیست؟ مدت زمانی پس از طلاق است که بعد از گذشت آن مدت، زن می تواند با مرد دیگری ازدواج نماید. در طلاق رجعی مدت عده سه ماه و ده روز است. ب) طلاق بائن: در این طلاق در مدت عده، مرد حق رجوع ندارد یعنی با جاری شدن صیغه طلاق میان طرفین، دیگر برای مرد امکان رجوع وجود ندارد نه در دوران عده و نه بعد از پایان یافتن آن. مدت عده در طلاق بائن چهار ماه و ده روز می باشد. ماده ١١۴۵ قانون مدنی مقرر می دارد: “در موارد ذیل طلاق بائن است: ۱. طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود. ۲. طلاق یائسه. ۳. طلاق خلع و مبارات مادام که زن رجوع به عوض نکرده باشد. ۴. سومین طلاق که بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.” در طلاق بائن به محض جاری شدن صیغه طلاق زن و مرد به هم نامحرم می شوند و اگر قصد ادامه زندگی داشته باشند لازم است که دوباره عقد کنند.
اعتراض به گواهی انحصار وراثت
اعتراض به گواهی انحصار وراثت اعتراض به گواهی فقط برای وراث، ذینفعان و دادستان عمومی محل اقامت متوفی امکان پذیر میباشد. افرادی غیر از مواردی که نام برده شد امکان اعتراض به گواهی را نخواهند داشت. ورثه و ذینفعان که نسبت به احقاق حقوق خود اعتراض میکنند اما در خصوص دادستان موضوع متفاوت است. به عنوان مثال ممکن است دادستان عمومی با شناختی که از متوفی دارد بداند که متوفی هیچ ورثهای نداشته است. در این صورت چنانچه شخصی نسبت به صدور گواهی حصر وراثت اقدام کند، دادستان میتواند اعتراض نموده و روند رسیدگی را متوقف سازد. اعتراض وراث و افراد ذینفع ممکن است ، نسبت به تعداد وراث باقی مانده باشد که نام آنان در لیست وراث ذکر نشده باشد یا اعتراض به نسب آنها نسبت به متوفی باشد یا در اعتراض به زوجیت همسری که در دادخواست به عنوان همسر متوفی نام برده شده است و اصل ازدواج با متوفی مورد قبول قرار نگیرد و موضوع طلاق آنها یا داشتن اختلاف بین آنها مطرح شود و در مورد این امر اعتراض صورت گیرد. در صورت اعتراض وراث و افراد ذینفع شورای حل اختلاف وقت رسیدگی برای طرفین تعیین می کند و به اعتراض تعداد ورثه رسیدگی می کند اما اعتراض نسبت به نسبت افراد با متوفی به دادگاه عمومی سپرده می شود. همچنین اعتراض نسبت به زوجیت همسر در صلاحیت دادگاه خانواده گذاشته شده است. نکته مهم این است که صدور گواهی حصر وراثت مانع از آن نیست که هر مدعی دیگر وراثت، در مقام اثبات وراثت و مطالبه حق الارث خود برآید. مرجع اعتراض به گواهی حصر وراثت معترضان میبایست ابتدا به شورای حل اختلاف مراجعه نموده و اعتراض خود را مطرح کنند. چنانچه پس از تشکیل جلسه رسیدگی موضوع اختلاف حل و فصل شود پرونده بسته میشود. اما چنانچه شخص معترض نسبت به اعتراض خود پافشاری نماید، حسب مورد توسط شورای حل اختلاف به دادگاه عمومی یا دادگاه خانواده ارجاع داده میشود.
الزام به تفکیک ملک
الزام به تفکیک تفکیک به معنای تقسیم کردن زمین یا ملک به قسمت های کوچک تر توسط مالک و یا شرکاء یک ملک می باشد. بعضی از افراد در ارتباط با زمینی که میخواهند تقسیم کنند با مشکلاتی مواجه میشوند و در نهایت مجبور به طرح دعوی الزام به تفکیک ملک میگردند در دعوای الزام به تفکیک ملک عموماً طرفین دعوا به دو گروه اشخاص (حقیقی و حقوقی)تقسیمبندی میشوند. تفکیک تقسیم مال غیرمنقول به قطعات کوچکتر می باشد.در تفکیک لازم نیست که مال غیرمنقول مشاع باشد یعنی شخص می تواند با رعایت مقررات حاکم بر تفکیک به هر ترتیبی که می خواهد آن را به قطعات کوچک تر تقسیم نماید. در مال مشاعی چنانچه یکی از شرکاء درخواست تفکیک را داشته باشد و دیگران با آن موافقت ننمایند وی می تواند با طرح این دعوا الزام آنها را به تفکیک، از دادگاه تقاضا نماید. تفکیک ملک، به این صورت انجام می گیرد که متقاضی تقاضای تفکیک ملک خود را (تهیه در دفاتر اسناد رسمی) به همراه نقشه تفکیک ملک، به اداره ثبت محل ارائه میدهد. پس از بررسی پرونده ی ارائه شده توسط اداره ثبت، پرونده متقاضی همراه با نقشه تفکیک، جهت تایید و موافقت با تقاضای تفکیک به شهرداری محل ارجاع داده میشود. اگر پس از گذشت ۲ ماه از تاریخ ارجاع به شهرداری، پاسخی بابت تقاضای تفکیک داده نشد اداره ثبت میتواند راسا اقدام به تفکیک نماید. طرح دعوی الزام به تفکیک ملک در دو حالت ممکن است دادخواست الزام به تفکیک ملک تقدیم شود. حالت اول: گاهی اوقات ممکن است با توجه به وجود همه شرایط قانونی، اداره ثبت اسناد و املاک، نسبت به انجام تفکیک ملک اقدام ننماید و یا پس از گذشت دو ماه از تاریخ استعلام و عدم پاسخگویی شهرداری، نسبت به تفکیک ملک اقدام ننماید. در این گونه موارد، علاوه بر حفظ حق طرح شکایت کیفری، حسب مورد در دادسرای ویژه کارکنان دولت و یا دادسرای عمومی، می توان دادخواست الزام به تفکیک ملک را به طرفیت اداره ثبت اسناد و شهرداری تقدیم دادگاه حقوقی نمود. حالت دوم: زمانی که شخصی، آپارتمانی را قبل از صدور صورت مجلس تفکیکی و حتی قبل از تفکیک آپارتمان خریداری مینماید. بر اساس قرارداد طرفین، معمولا، فروشنده ملزم به تفکیک آپارتمان میباشد. در صورت عدم اقدام فروشنده به تفکیک مورد معامله، خریدار میتواند از طریق دادگاه حقوقی، دادخواست الزام به تفکیک مورد معامله را تقدیم نموده و دعوای الزام به تفکیک مورد معامله قابلیت استماع در این حالت را دارد. مرجع صالح رسیدگی به دعوای الزام به تفکیک ملک : طبق ماده ۱۵۰ قانون ثبت مرجع درخواست تفکیک اداره ثبت محل وقوع مال غیرمنقول (ملک ) است. اگرملک سابقه ثبتی نداشته باشد مالک یا مالکین خود تفکیک را انجام می دهند و اصولا نیازی به طرح در دادگاه نیست، اما اگرباهم اختلاف داشته یاشهرداری یا جهاد کشاورزی و یا بنیادمسکن از تفکیک جلوگیری نماید دعوا باید به طرفیت آنان باشد و در دادگاه اقامه دعواشود. یا اینکه اداره ثبت بنا به دلایلی درخواست تفکیک را رد نماید. طرفین دعوای الزام به تفکیک ملک چه کسانی هستند؟ درصورتی که اختلاف بین شرکا باشد درخواست از سوی یک یا برخی از آنان علیه سایرشریک یا شرکا انجام می شود. ودرصورتی که درخواست علیه ادارات یا سازمان های مرتبط باشد مالک یا مالکین اصولا خواهان هستند واداره ثبت اسناد که باید عمل تفکیک را انجام دهد، شهرداری یا مرجعی که از صدور مجوز خودداری می نماید . مدارك و منضمات مورد نياز اسناد و امور ثبتی جهت طرح دعوای الزام به تفکیک ملک : 1- تصویر مصدق سند مالكيت (اختیاری) 2- تصویر مصدق تصمیم واحد ثبتی (اجباری) 3- به همراه داشتن كارت ملي جهت احراز هويت و كارت عابر بانك جهت پرداخت هزينه ي دادرسي الزامي است. تذکر: در صورت عدم وجود مدارك اختياري فوق مي توانيد يكي از دلایل ذيل را ارائه نماييد. 1- شماره پرونده استنادي. 2- درخواست استعلام. 3- درخواست جلب نظر کارشناس. 4- معاینه محلی. 5- ساير دلايل و مستندات
طلاق و انواع آن
طلاق چیست؟ واژه طلاق کلمه ای عربی است و به معنای گشودن گره و رها کردن است و در فقه بعنوان از بین بردن ازدواج با لفظ مخصوص می باشد . طلاق امروزه بعنوان یک ابزار برای خاتمه رابطه زناشویی میان زن و مرد شناخته می شود و یکی از مرسوم ترین دعاوی ای است که در دادگاه ها مطرح می شود . یکی دیگر از روش های جدایی ، فسخ نکاح است . طلاق نوعی ایقاع است که یکی از راه های خاتمه نکاح می باشد که در قوانین ایران برای این که زن و شوهر از یک دیگر طلاق بگیرند باید تشریفاتی را طی کنند . طلاق در فقه اسلامی حق مرد می باشد اما طرفین می توانند با توافق ، به زن وکالت طلاق بدهند. به علاوه شرایطی وجود دارد که زن می تواند از دادگاه حکم طلاق بگیرد . طلاق وانواع آن: طلاق یکی از راه های پایان زندگی مشترک است. انواع طلاق براساس درخواست کننده طلاق عبارت است از طلاق از طرف مرد ، طلاق از طرف زن و طلاق توافقی و اقسام آن براساس امکان رجوع ، طلاق رجعی و طلاق بائن است. انواع طلاق: تقسیم بندی طلاق بر اساس موجبات آن 1- طلاق از طرف مرد یکی از انواع طلاق، طلاق از طرف مرد می باشد. با توجه به ماده (1133) قانون مدنی می توان گفت که: «مرد میتواند با رعایت شرایط مقرر در این قانون طلاق، با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید.». مراحل طلاق به این صورت است که اگر مرد بخواهد زن خود را طلاق بدهد، باید به دادگاه مراجعه کند و دادگاه با ارجاع اختلاف به داوری، اقدام به صلح بین زوجین میکند (ایجاد صلح بین مرد و زن) و در صورتی که بین زن و مرد صلح برقرار نشود، گواهی عدم سازش صادر می شود و باید مراحل طلاق را طی کند. عدم رضایت زن موثر در صدور یا عدم صدور گواهی عدم امکان سازش برای اجرای صیغه طلاق نیست. لیکن مرد حتی اگر عذر موجهی برای طلاق داشته باشد، باز هم موظف است، مهریه، جهیزیه و نفقه زن را مطابق با قانون طلاق و مهریه پرداخت کند. اما اگر عذر موجهی وجود نداشته باشد، این حق برای زن وجود دارد که علاوه بر مهریه، جهیزیه و نفقه، اجرت المثل کار هایی را که در طول زندگی مشترک با عدم قصد تبرع و به دستور مرد انجام داده است، دریافت کند. 2- طلاق از طرف زن طبق قانون کشور ما حق طلاق با آقا است و در حالت عادی خانم چنین حقی را ندارد. مگر در مواردی که آقا به خانم وکالت در طلاق یا همان حق طلاق را بدهد که خانم با وکالت از آقا درخواست طلاق بکند. اگر خانم بتواندعدم رعایت یکی از شروط ۱۲ گانه ای را که در سند ازدواج قید شده است ثابت کند می تواند درخواست طلاق کند. با اینکه حق طلاق با خانم نیست، اما قانون پیش بینی هایی برای خانم ها کرده که در شرایطی که به اصطلاح عسر و حرج گفته می شود، درخواست طلاق بکند. منظور از عسر و حرج شرایطی است که تحملش برای خانم غیر ممکن است و دچار مشقت شده است. به طور مثال یکی از این موارد عدم وجود رابطه جنسی در زندگی مشترک است که قانون به شدت در مقابل این مورد حساس است و اگر خانم بتواند ثابتش کند، قدم بزرگی برای انجام طلاق از طرف زن برداشته است. مهم ترین موارد و دلایل طلاق به درخواست زن : 1- زن مدعی عسر و حرج باشد 2- زن مدعی کراهت و تنفر شدید از مرد باشد 3- مرد بیش از شش ماه نفقه زن را نداده باشد 4- طلاق با استناد به شروط 12 گانه عقدنامه 5- وکالت و حق طلاق ضمن عقدنامه یا سند جداگانه 6- زن و شوهر برای مدت طولانی از هم جدا زندگی کنند 7- توسل به شرایط فسخ نکاح 8- توسل به شرایط بطلان نکاح 9- دلیل نانوشته طلاق به درخواست زن ! بر خلاف تصور عامه مهریه در طلاق از طرف زن وجود دارد و مهریه هیچ ربطی به نوع طلاق ندارد. گرچه وصول همزمان مهریه و گرفتن رای طلاق کار بسیار سختی است اما از لحاظ قانونی غیر ممکن نیست. طلاق با داشتن حق طلاق : مرد می تواند به همسر خود وکالت بدهد که از او طلاق بگیرد ، هر چند داشتن این وکالت به این معنی نیست که زن هر زمان که بخواهد می تواند از شوهرش طلاق بگیرد ، بلکه باید همچنان تشریفات طلاق را طی کند. طلاق با داشتن عسر و حرج یا شرایط دیگر : در قانون پیش بینی شده است که زن می تواند در شرایطی از دادگاه بخواهد تا حکم طلاق او را صادر کند . این شرایط عبات است از این که مرد نفقه اش را نپردازد ، شوهر بیش از چهار سال غایب باشد و این که موارد عسر و حرج وجود داشته باشد : " به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد " 3- طلاق توافقی در این نوع طلاق طرفین باهم توافق می کنند که از هم جدا شوند و به زندگی مشترک خود خاتمه بدهند ؛ با این حال طرفین باید تشریفاتی را طی کنند و پس از آن می بایست از دادگاه ، تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش کنند .
معافیت بیمه عمر ازمالیات بر ارث
همانطور که می دانیم اگر فردی از دنیا برود بازماندگان وی برای مشخص شدن سهم هرکدام باید مراحلی را طی کنند که از لحاظ زمانی حداقل ۶ ماه به طول می انجامد. و پس از طی این مراحل و سپری شدن مدت زمان مذکور می بایست وجه نقد قابل توجهی یا درصدی از اموال متوفی را بعنوان مالیات پرداخت نمایند.حال بررسی میکنیم که کدام اموال متوفی ازمالیات معاف هستند؛ همانطورکه قبلا اشاره کردیم انواع بیمه ها ازمالیات برارث معاف هستند. ۱- اثاث منزل محل سکونت متوفی ۲- دارایی شهیدان انقلاب در صورتی که دارای وراث طبقه اول و دوم باشد. ۳- مبالغ مرخصی استحقاقی که مورد استفاده قرار نگرفته باشد ۴- وجوه مرتبط با ضرر و زیان اخراج ۵- انواع بیمه ها و هم چنین پرداختی ها توسط کارفرما یا بیمه مانند بیمه زندگی و عمر ۶- دیه و جبران زیان فوت ۷- مبالغ بازنشستگی ۸- وظیفه و امتیازات پایان خدمت ۹- بازخرید خدمت ۱۰- بخشی از اموال متوفی که طبق قانون سلب مالکیت شده و یا مالکیت آن بلاعوض در اختیار شخص دیگری قرار گرفته باشد ۱۱- اموال مورد وقف ۱۲- حبس و نذر برای سازمان، نهاد ها و دستگاه های دولتی ۱۳- از سهم الارث هریک از وراث طبقه اول مبلغ سی میلیون ۳۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال به عنوان معافیت کسر میشود و مبلغ باقی مانده به نرخ های مذکور مشمول مالیات میشود. معافیت مذکور برای هریک از وراث طبقه اول که کمتر از بیست سال سن داشته یا محجور (شخصی که ناتوان در اداره امور مربوط به خود باشد) یا معلول و یا از کار افتاده باشد مبلغ پنجاه میلیون ۵۰٫۰۰۰٫۰۰۰ ریال خواهد بود. مالیات بر ارث بیمه عمر چقدر است؟ بیمه عمر مطابق ماده 24 قانون مالیاتهای مستقیم به طور کلی از مالیات بر ارث معاف است. بر اساس این ماده، خسارات فوت و دیه نیز از مشمول معافیت مالیاتی میباشد. اما تحت شرایط خاصی ممکن است بیمه عمر از حیطه مالیات بر ارث خارج گردد. مزایای بیمه عمر معافیت از مالیات بر ارث یکی از بزرگترین مزایای بیمه عمر میباشد. همچنین بیمهگذار میتواند به پشتوانه بیمه عمر وام دریافت کند. اندوخته شخص در قالب بیمه عمر میتواند همانند سند ملک نوعی ضمانت و سرمایه به حساب بیاید. علاوه بر این شخص میتواند ذینفع قرارداد بیمه را خودش تعیین کند. به عنوان مثال ممکن است شخصی بخواهد اطمینان حاصل کند که پس از مرگ، بلغ بیمه تنها به یکی از فرزندانش پرداخت شود. امکان تغییر ذینفعان نیز در انتهای هر سال وجود دارد. همچنین شخص هر وقت که تمایل داشته باشد میتواند با افزایش حق بیمه، تعهدات بیمهگر را افزایش دهد. یکی دیگر از مزایای بیمه عمر امکان فسخ و بازخرید است. بیمه عمر با تورم رشد میکند و شخص بیمه شونده از بابت تورم متحمل زیان نخواهد شد. مالیات بر ارث بیمه عمر زمانی چیست؟ بیمه عمر زمانی نوعی از بیمه است که در آن قرارداد برای مدت محدودی عقد میشود. به عنوان مثال قرارداد این نوع بیمه میتواند برای یک یا چند سال بسته شود. در صورتی که شخص بیمه شده در مدت قرارداد فوت شود، بیمه گذار ملزم به پرداخت سرمایه تعیین شده به وراث میباشد. اما چنانچه بیمهگذار تا پایان زمان قرارداد در قید حیات باشد، بیمه گر تعهد پرداختی بابت حق بیمهی پرداخت شده توسط بیمهگذار نخواهد داشت. اگر شخص بیمه شونده در مدت زمان تعیین شده در قرارداد فوت کند، ورثه وی از پرداخت مالیات بر ارث بیمه عمر زمانی معاف خواهند شد.
خرید و فروش ملک ورثه ای
نکات طلایی قبل ازمعامله ملک ورثه ای : ۱- از آنجا که ورثه پس از فوت میت مستحق ترکه هستند، اقرار نامه یکی از ورثه مبنی بر دریافت حق موروثی خود در زمان حیات مورث و اسقاط حق آتی در تعلق سهمالارث خود، اسقاط مالم یجب (ساقط کردن حقی که به وجود نیامده) تلقی شده و باطل است. ۲- اگر وارثان در خارج از کشور اقامت داشته باشند، وکالت نامه مورد نظر باید در دفاتر کنسولی در خارج از ایران تنظیم شده باشد. صدور گواهی حصر وراثت در کشورهای بیگانه به چه صورت می باشد؟ در خصوص اعتبار و ارزش گواهی انحصار وراثت صادر شده در خارج از کشور، مقررات مربوط به اعتبار اسناد تنظیم شده در خارجه حاکمیت دارد. ماده ٣۵۶ قانون امور حسبی در این باره مقرر میدارد: تصدیق صادره از مقامات صلاحیت دار کشور متوفی راجع به وراثت اتباع خارجه با انحصار آن پس از احراز اعتبار آن در دادگاه ایران از حیث صدور و رعایت مقررات مربوطه به اعتبار اسناد تنظیم شده در خارجه قابل ترتیب اثر خواهد بود. ۳- از دریافت هر نوع مبایعه نامه یا مدرک فروش ملک که دستی تنظیم شده باشد خودداری نمایید و از نوشته های رسمی استفاده کنید. ۴- در صورتی که وصیت نامه وجود داشته باشد و انتقال قسمتی از ملک وراثتی به فردی غیر وارثان قانونی توسط مالک متوفی، فرد ارث گرفته نیز باید در امضای قرارداد مبایعه نامه و معامله حضور داشته باشد. زیرا در غیر این صورت او این حق را دارد که معامله را باطل کند. ۵- در صورتی که یکی از وراث راضی نباشد و در صورتی که سهم دیگر وارثان را نیز نخرد، این امکان وجود دارد که به دادگاه جهت مشخص کردن سهم هر کدام از وارثان و دریافت مجوز فروش ملک مراجعه نمود. ۶- قتل غیرعمد مانع از توارث نیست. فقط قتل عمد است که مانع از به ارث بردن قاتل از مقتول میشود. ۷- هیچیک از وراث نمیتوانند سهمالارث سایر ورثه را بدون اجازه بفروشند. فروش سهمالارث سایر ورثه بدون اجازه سایر وراث، مصداق بزه انتقال مال غیر است و باطل است. ۸- دادگاه حقوقی، صلاحیت رسیدگی به تقاضای افراز املاک مشاع موضوع ارث را داراست. ۹- اگر به نحوه ابلاغ برگ مالیات بر ارث و اجرای آن، اعتراضی دارید، قبل از دیوان عدالت اداری، ابتدا باید در هیئت حل اختلاف مالیاتی بررسی و رسیدگی شود. ۱۰- اگر متوفی دیونی همچون مهریه داشته باشد، مبلغ این دیون ابتدا از اموال او کسر شده و سپس مالیات بقیه اموال تعیین میشود. قوانین مزایده ملک ورثهای مزایده به معنای فروش چیزی به بیشترین قیمت پیشنهادی است. پیش از اجرای مزایده، ملک به وسیله کارشناس دادگستری ارزیابی شده و سپس مبلغ تعیین شده، به عنوان مبلغ ابتدایی مشخص میشود. در مزایده ملک موروثی به نکات زیر توجه کنید: ● در مزایده فروش، به غیر از هزینه آگهی، هزینه دیگری برای وراث وجود ندارد. ● در صورتی که یکی از وراث بخواهد ملک موروثی مزایده شده را از بقیه وراث بخرد، این کار فقط با داشتن مجوز دادگاه امکانپذیر است. ● برنده مزایده فردی است که بیشترین قیمت را پیشنهاد داده است و در این مورد هیچ استثنایی وجود ندارد.
اثبات یا رد نسب
دعوای اثبات نسب یا رد نسب : گاهی دعوا مربوط به اثبات نسب است و گاهی مربوط به نفی نسب که اصطلاحا به آن نفی ولد می گویند.در دعوای اثبات نسب کسی ادعا دارد که فلان شخص مادر اوست یا فلان شخص پدر اوست.یا اینکه دیگری برادر یا خواهر است. در ارتباط با اثبات نسب دو فرض متصور می باشد: فرض اول) اثبات نسب در زمان زوجیت بموجب اماره قانونی یعنی اوضاع و احوالی که بموجب قانون دلیل بر امری شناخته شود، در زمان زوجیت، طفل متولد شده متعلق به شوهر می باشد مشروط بر اینکه از زمان ازدواج تا تاریخ تولد طفل، کمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد بنابراین در این شرایط نسب پدر و مادری هر دو صحیح خواهد بود. فرض دوم) اثبات نسب بعد از انحلال نکاح مطابق با قانون هر طفلی که بعد از جدایی پدر و مادر بدنیا بیاید ملحق به شوهر می باشد البته مشروط بر اینکه مادر هنوز ازدواج نکرده باشد.اما در صورتی که مادر بعد از جدایی، مجدد ازدواج کرده باشد و بعد ازدواج مجدد او طفل بدنیا آمده باشد، در اینصورت اگر از تاریخ جدایی اول ده ماه نگذشته و نکاح دوم به شش ماه رسیده باشد، در این شرایط مطابق با موازین قانونی طفل متعلق به شوهر دوم می باشد مگر اینکه دلیلی ثابت شود که خلاف این را ثابت نماید.اگر شرایط به گونه ای باشد که الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد، با تشخیص پزشکی قانونی این مساله روشن می شود. ماده ١١۶٠ قانون مدنی عنوان نموده است: “در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجددا شوهر کند و طفلی که از او متولد گردد طفل به شوهری ملحق میشود که مطابق مواد قبل الحاق او به آن شوهر ممکن است در صورتی که مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممکن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آنکه امارات قطعیه بر خلاف آن دلالت کند.“ نسب غیر قانونی و نامشروع : این نسب همان انعقاد نطفه و تولد کسی است که نه از رابطه نکاح بوده و نه ناشی از اشتباه بوده بلکه ناشی از زنا و رابطه نامشروع بوده است. در این باره طبق قانون زانیه یعنی کسی که از رابطه زنا متولد شده ملحق به زانی یا زنا کننده نمی شود اما باید این را تفسیر مضیق کنیم و تنها آن را مخصوص ارث در نظر بگیریم به این معنا که مرد موظف است برای چنین فرزندی شناسنامه بگیرد و تمام وظایف خود را انجام دهد اما تنها آن فرد متولد شده از مرد ارث نخواهد برد. اثبات نسب چیست؟ از نظر لغوی نسب به معنای خویشاوندی و نژاد است اما از منظر حقوقی، نسب عبارت است از احراز رابطه خویشاوندی میان دو نفر که از نسل یکدیگر باشند. مانند رابطه پدر فرزندی یا رابطه خواهر برادری. ناگفته نماند که گاهی نسب ناشی از رابطه مشروع و قانونی است که به آن “نسب مشروع” گفته میشود اما گاهی ناشی از تلقیح مصنوعی و یا ناشی از رابطه شبهه ناک است. جهت اثبات نسب مشروع ابتدا باید رابطه زوجیت میان پدر و مادر ادعایی، اثبات گردد؛ زیرا در حقوق ایران به تبعیت از حقوق اسلام، وجود رابطه زوجیت هنگام انعقاد نطفه شرط «نسب مشروع» تلقی میگردد. همچنین باید شخص اثبات نماید که رابطه نسبی میان او و پدر و مادر ادعایی وجود دارد. در اثبات نسب مادری باید ثابت شود؛ اولاً: زنی که بهعنوان مادر طفل معرفی شده، فرزندی به دنیا آورده. ثانیاً: این فرزند همان طفل است که اثبات نسب او مورد نظر است. در مورد نسب مادر، اثبات رابطه نسبی آسانتر صورت میگیرد؛ زیرا تولد فرزند از مادر امری خارجی و مشهود است؛ اما در مورد نسب پدر، مسئله قدری مشکل میگردد؛ زیرا انتساب فرزند به پدر امری مشهود نیست و راه رایج اثبات رابطه نسبی با پدر اماره فراش است و امروزه با پیشرفت علوم ژنتیک، اثبات نسب پدر قدری آسانتر شده است.
ابطال سند رسمی
منظور از دعوای ابطال سند به طور کلی این است که بعد از تنظیم سند یکی از طرفین و امضا کنندگان آن مدعی عدم رعایت تشریفات تنظیم سند رسمی یا شرایط صحت سند رسمی شده و از مرجع صالح تقاضای ابطال آن را می نماید. عموما و اصولا سند رسمی برای اثبات وقوع یک معامله تنظیم میشود پس ضمن دعوای ابطال سند مالکیت دعوای ابطال معامله هم مطرح میشود. از آنجا که اسناد مالکیت صادره از ادارات ثبت اسناد و املاک ، سند رسمی محسوب می شوند؛ بنابراین مطابق با قانون ثبت اسناد و املاک، اسناد مالکیت صادره در اجرای ماده ۲۲ این قانون معتبر بوده و امکان تزلزل در آنها وجود ندارد؛ با این حال استثنائاتی برای بی اثر نمودن این گونه اسناد پیش بینی شده است که براساس آنها می توان دعوای ابطال اسناد رسمی از جمله اسناد مالکیت را مطرح نمود. مقررات مربوط به اشتباهات ثبتی و سند مالکیت معارض و مقررات و تشریفاتی که برای اصلاح و ابطال این اسناد پیش بینی شده ، حکایت از امکان ابطال اسناد رسمی مالکیت دارد . ممکن است به حکم قطعی دادگاه و یا به علت تصویب قانون و گاه نیز به علت انتقال ملک به شخص دیگر توسط اجرای دادگاه ، سند رسمی ابطال گردد .سند مالكیت در قانون ثبت و آئین نامه اجرائی آن تعریف نشده است ، لكن با توجه به ماده ۲۱ قانون ثبت ، سند مالكیت را اینگونه تعریف كرده اند : « سند مالكیت نوعی از سند رسمی است كه پس از طی تشریفات ثبت مال غیر منقول و ثبت آن در دفتر ویژه ای از دفاتر اداره ثبت اسناد و املاك كه نام آن دفتر املاك است به مالك داده می شود . » بنابراین در اصطلاحات ثبتی سند مالكیت به همان كتابچه ای گفته می شود كه در حال حاضر با صفحات متعدد و نخ كشی و پلمپ شده و در سه نوع ۱۲ برگی ۱۶ برگی و ۳۲ برگی توسط ادارات ثبت صادر و در اختیار مالكین قرار می گیرد . اما سند رسمی از نظر قانون ثبت سندی است كه مطابق قوانین در دفاتر اسناد رسمی ثبت شده باشد ، بنابراین در معامله یك باب منزل مسكونی چنانچه طرفین معامله خود را در یكی از دفاتر اسناد رسمی ثبت نمایند ، سندی كه دفتر خانه تنظیم می كند و در اختیار متعاملین قرار می دهد یك نوع سند رسمی است ولی به این سند رسمی سند مالكیت گفته نمی شود.
نفقه زوجه و اقارب
ماده 1107 قانون مدنی میگوید: «نفقه یعنی تمامی نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن از جمله تهیه مسکن، پوشاک، خوراک، وسایل منزل، هزینه های بهداشتی و درمانی و نیروی خدماتی (خدمتکار) در صورتی که از گذشته عادت به استفاده از خدمتکار داشته باشد یا به واسطه ی نقصان یا بیماری نیاز به خدمتکار داشته باشد.» استنکاف از پرداخت نفقه در عقدنامه : یکی از شروط ضمن عقد ازدواج، مندرج در عقدنامه های چاپی، که در صورت احراز و اثبات آن، زن می تواند از دادگاه تقاضای صدور اجازه طلاق بنماید: «استنکاف شوهر از دادن نفقه زن به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امکان الزام او به تعیین نفقه و همچنین در موردی که شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت شش ماه وفا نکند و اجبار او به ایفا هم ممکن نباشد.» در ازدواج دائم پرداخت نفقه زن بر عهده شوهر است اما در ازدواج موقت صرفاً در صورتی پرداخت نفقه در تعهد مرد است که توسط زن و مرد شرط شده باشد. از سوی دیگر نیز زن در صورتی مستحق دریافت نفقه است که وظایف زناشویی را ادا نماید و به تعبیری ناشزه نباشد. انواع نفقه : هر چند قانون مدنی ما تعریفی از نفقه ارائه نداده است اما انواع آن را بیان کرده که عبارتند از: ۱٫ نفقه زوجه نفقه ای است که شوهر ملزم است به همسر خود بپردازد. و یا به عبارت دیگر صرف هزینه خوراک و پوشاک و اثاث خانه و سایر هزینه ها متناسب با وضعیت زن. ۲٫ نفقه اقارب و خویشاوندان نفقه ای است که اشخاص تحت شرایطی ملزم به پرداخت به برخی از خویشان خود می شوند. و یا به عبارت دیگر صرف هزینه خوراک و پوشاک و سایر هزینه های متعارف زندگی با توجه به وضعیت انفاق کننده است. تفاوت نفقه اقارب با نفقه زوجه : ۱- نفقه زن مقدم بر نفقه اقارب است. ۲- زن می تواند نفقه گذشته خود را مطالبه کند ولی اقارب تنها می توانند نفقه آتیه خود را مطالبه نمایند. ۳- نفقه زن منوط به تمکن مرد نیست در حالی که پرداخت نفقه اقارب منوط به تمکن منفق و به میزان استطاعت وی است. ۴- نفقه زوجه یک جانبه است یعنی شوهر تکلیف به انفاق زوجه را دارد در حالی که زوجه چنین تکلیفی ندارد اما نفقه اقارب دو جانبه است یعنی هم اولاد و هم پدر و مادر در صورت استحقاق نفقه دیگری ملزم به انفاق هستند.