فصل چهاردهم: در ضمان عقدی

297

مبحث اول: در کلیات (مواد 684 تا 697)

361

ماده 684

246

عقد ضمان عبارت است از اینکه شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است به عهده بگیرد.

متعهد را ضامن طرف دیگر را مضمون له و شخص ثالث رامضمون عنه یا مدیون اصلی می گویند.

ماده 685

237

در ضمان، رضای مدیون اصلی شرط نیست.

ماده 686

256

ضامن باید برای معامله اهلیت داشته باشد.

ماده 687

286

ضامن شدن از محجور و میت صحیح است.

ماده 688

284

ممکن است از ضامن ضمانت کرد.

ماده 689

277

هرگاه چند نفر ضامن شخصی شوند ضمانت هر کدام که مضمون له قبول کند صحیح است.

ماده 690

338

در ضمان شرط نیست که ضامن مالدار باشد لیکن اگرمضمون له در وقت ضمان به عدم تمکن ضامن جاهل بوده باشدمی تواند عقد ضمان را فسخ کند ولی اگر ضامن بعد از عقد، غیر ملی شود مضمون له خیاری نخواهد داشت.

ماده 691

272

ضمان دینی که هنوز سبب آن ایجاد نشده است، باطل است.

ماده 692

257

در دین حال، ممکن است ضامن برای تادیه آن اجلی معین کند و همچنین می تواند در دین موجل تعهد پرداخت فوری آن رابنماید.

ماده 693

298

مضمون له می تواند در عقد ضمان از ضامن مطالبه رهن کنداگرچه دین اصلی رهنی نباشد.

ماده 694

278

علم ضامن به مقدار و اوصاف و شرایط دینی که ضمانت آنرا می نماید شرط نیست بنابراین اگر کسی ضامن دین شخص بشودبدون اینکه بدآند آن دین چه مقدار است ضمان صحیح است لیکن ضمانت یکی از چند دین به نحو تردید باطل است.

ماده 695

246

معرفت تفصیلی ضامن به شخص مضمون له یا مضمون عنه لازم نیست.

ماده 696

250

هر دینی را ممکن است ضمانت نمود اگرچه شرط فسخی درآن موجود باشد.

ماده 697

265

ضمان عهده از مشتری یا بایع نسبت به درک مبیع یا ثمن درصورت مستحق للغیر درامدن آن جایز است.

مبحث دوم: در اثر ضمان بین ضامن و مضمون له (مواد 698 تا 708)

303

ماده 698

274

بعد از این که ضمان بطور صحیح واقع شد ذمه مضمون عنه بری و ذمه ضامن به مضمون له مشغول می شود.

ماده 699

260

تعلیق در ضمان مثل اینکه ضامن قید کند که اگر مدیون ندادمن ضامنم باطل است ولی التزام به تادیه ممکن است معلق باشد.

ماده 700

273

تعلیق ضمان به شرایط صحت آن مثل اینکه ضامن قید کندکه اگر مضمون عنه مدیون باشد، من ضامنم، موجب بطلان آننمی شود.

ماده 701

258

ضمان، عقدی است لازم و ضامن یا مضمون له نمی توانندآن را فسخ کنند مگر در صورت اعسار ضامن بطوری که در ماده 690 مقرر است یا در صورت بودن حق فسخ نسبت به دین مضمون به ویا در صورت تخلف از مقررات عقد.

ماده 702

247

هرگاه ضمان مدت داشته باشد مضمون له نمی تواند قبل ازانقضاء مدت، مطالبه طلب خود را از ضامن کند اگرچه دین، حال باشد.

ماده 703

226

در ضمان حال، مضمون له حق مطالبه طلب خود را دارداگرچه دین، موجل باشد.

ماده 704

245

ضمان مطلق، محمول به حال است مگر آن که به قرائن معلوم شود که موجل بوده است.

ماده 705

256

ضمان موجل به فوت ضامن، حال می شود.

ماده 706 - حذف شد

245

 حذف شد.

ماده 707

231

اگر مضمون له ذمه مضمون عنه را بری کند ضامن بری نمی شود مگر اینکه مقصود، ابراء از اصل دین باشد.

ماده 708

227

کسی که ضامن درک مبیع است در صورت فسخ بیع به سبب اقاله یا خیار از ضمان بری می شود.

مبحث سوم: در اثر ضمان بین ضامن و مضمون عنه (مواد 709 تا 720)

368

ماده 709

290

ضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد مگر بعد از اداء دین ولی می تواند در صورتی که مضمون عنه ملتزم شده باشد که درمدت معینی برائت او را تحصیل نماید و مدت مزبور هم منقضی شده باشد رجوع کند.

ماده 710

277

اگر ضامن با رضایت مضمون له حواله کند به کسی که دین رابدهد و آن شخص قبول نماید مثل آن است که دین را اداء کرده است و حق رجوع به مضمون عنه دارد و همچنین است حواله مضمون له به عهده ضامن.

ماده 711

259

اگر ضامن دین را تادیه کند و مضمون عنه آن را ثانیا بپردازدضامن حق رجوع به مضمون له نخواهد داشت و باید به مضمون عنه مراجعه کند و مضمون عنه می تواند از مضمون له آنچه را که گرفته است مسترد دارد.

ماده 712

237

هرگاه مضمون له فوت شود و ضامن وارث او باشد حق رجوع به مضمون عنه دارد.

ماده 713

273

اگر ضامن به مضمون له کمتر از دین داده باشد زیاده بر آنچه داده نمی تواند از مدیون مطالبه کند اگرچه دین را صلح به کمتر کرده باشد.

ماده 714

266

اگر ضامن زیادتر از دین به داین بدهد حق رجوع به زیاده ندارد مگر در صورتی که به اذن مضمون عنه داده باشد.

ماده 715

242

هرگاه دین مدت داشته و ضامن قبل از موعد آن را بدهدمادام که دین حال نشده است نمی تواند از مدیون مطالبه کند.

ماده 716

277

در صورتی که دین حال باشد هر وقت ضامن اداء کندمی تواند رجوع به مضمون عنه نماید هر چند ضمان، مدت داشته وموعد آن نرسیده باشد مگر آن که مضمون عنه اذن به ضمان موجل داده باشد.

ماده 717

246

هرگاه مضمون عنه دین را اداء کند ضامن بری می شود هرچند ضامن به مضمون عنه اذن در اداء نداده باشد.

ماده 718

268

هرگاه مضمون له ضامن را از دین ابراء کند ضامن ومضمون عنه هر دو بری می شوند.

ماده 719

233

هرگاه مضمون له ضامن را ابراء یا دیگری مجانا دین را بدهدضامن حق رجوع به مضمون عنه ندارد.

ماده 720

274

ضامنی که به قصد تبرع، ضمانت کرده باشد حق رجوع به مضمون عنه ندارد.

مبحث چهارم: در اثر ضمان بین ضامنین (مواد 721 تا 723)

304

ماده 721

233

هرگاه اشخاص متعدد از یک شخص برای یک قرض به نحوتسهیم ضمانت کرده باشند مضمون له به هر یک از آنها فقط به قدرسهم او حق رجوع دارد و اگر یکی از ضامنین تمام قرض را تادیه نماید به هر یک از ضامنین دیگر که اذن تادیه داده باشد می تواندبه قدر سهم او رجوع کند.

ماده 722

247

ضامن ضامن حق رجوع به مدیون اصلی ندارد و باید به مضمون عنه خود رجوع کند و به همین طریق هر ضامنی به مضمون عنه خود رجوع می کند تا به مدیون اصلی برسد.

ماده 723

240

ممکن است کسی درضمن عقدلازمی به تادیه دین دیگری ملتزم شود دراین صورت تعلیق به التزام مبطل نیست مثل اینکه کسی التزام خودرابه تادیه دین مدیون معلق به عدم تادیه او نماید.

گروه وکلای عدل جو